2 مهر 92
سلاااااااام پسرای گلم , عزیزای دلم شرمنده انقدر دیر میام این اینترنت منو کشت ! انقدر بازی درمیاره هربار میام آپ کنم وسطش میپره 
امروز روز اول مدرسه ها بود ] یاادش بخیر , کی میشه شما برید مدرسه ...وااااااااااااااای چقدر قشنگ میشید تو لباس مدرسه 
بگم براتون از شیرینکاریاتون که هر روز بیشتر میشه و شما عسلای من شیرین تر و دلچسب تر میشید , آخرسر من شما رو میخوووووووووووووووووووورم !!!
عزیزای دلم 26 شهریور 11 ماهتون تموم شد و الان 24 روز مونده تا تولدتون , خیلی زود میگذره و من هم ناراحتم هم خوشحال .. عزیزای دلم دارید بزرگ میشید و من روز به روز به شما بیشتر وابسته میشم , خیلی دوستون دارم
ایلیا جان بوس کردن یاد گرفتی و حسابی رقاص شدی , دالی هم میکنی خیلی سرسختی و تا چیزی که میخوای بدست نیاری ول نمیکنی , خیلی هم مهربوووونی ![]()
امیر علی جان شما ساعت 3.10 شب ( صبح ) 22 شهریور یک قدم راه رفتی و من خودمو از ذوق میزدم میپریدم هواااا , 
جیز میگی و لباتو میاری جلو فوت میکنی ,
بازی کلاغ پر یاد گرفتید و کلی باهاش میخندید , ماشااااااااااااالله انقدر باهوشید هرچیزو یکی دوبار برات تکرار میکنم یاد میگیرید بازی هوشی( برج غورباقه ) رو یکبار که بازی کردم واستون دومین بار خودتون توپارو میذاشتید سرجاش و واسه خودتون دست میزدید ! میرید زیر صندلی و مبل قایم میشید , شکر خدا باهم خیلی خوبید ....
ولی موقع غرا خوردن اذیت میکنید و درست غذا نمیخورید
هر کلکی میزنم شما از من زرنگترید ( 1 روز خوب میخورید یه روز نه )

وحالااااااااااا ::::
٣١ شهریور رفتیم نمایشگاه مادرنوزاد و کودک , روی هم رفته خیلی مفید بود و این کاریکاتورهارو اونجا از شما کشیدن :

امیرعلی تو کالسکه لالا کردی و به جاش ایلیا جان کلی بازی کرد و بهش خوش گذشت

امیر علی خیلی دستمال دوست داری و شروع میکنی به گردگیری اونم با چه دقتی
مامانی خیلی با سلیقه هستیا


اینم 2 تا عکس از کارای مورد علاقتون

امیر علی اینجا داری میگی جیززززززززز ........... تازع کاغذای طراحی مامانیو پاره کردید
طرز نشستن ایلیا رو ببیییییییییین 

امیرعلی عاشق کوهنوردیه !

وقتی میری بالا قیافت سرشار از خوشحالی میشه 

پسرای من همین امروز عصر تو اتاق بازی ساعت 6 بعدازظهر 
امیرعلی و برج غورباقه ...

ایلیا جون 1 ساعت پیش سرتو زدی پایین تردمیل و ابروت باد کرد 


پسرای گلم موهاتون درومده و واقعا پرپشت تر به نظر میاد !!! خیلی دوستون داریم راستی شما خیلی بابایی هستید ... خدا از بلاها حفظتون کنه , همه نی نی هارو حفظ کنه انشالله ....
الان ساعت 2 شب هست و شما تو یخچال دارید فضولی میکنید و بابا هم میگه بیاید اینور فسقلیاااااااا
دیگه زود زود میام 


2 مهر 92 
